بويتيوس‌، ديونوسيوس اَريوباغي‌، و كتاب العلل نوشت‌. مهم‌ترين آثارش شرح‌هاي او بر كتاب‌هاي ارسطوست (باري ارمينياس‌، آنالوطيقاي ثاني‌، طبيعيات‌، السمأ و العالم‌، الكون و الفساد، كائنات جو، النوم و اليقظه‌) كه آنها را در ايتاليا و پاريس نوشته‌، و مدخل الهيات اوست كه از حدود 1267 تا هنگام مرگش بر روي آن كار كرده و ناتمام مانده است (رجينالد پيپرنويي‌، كه از 1261، با او دوستي نزديك داشت‌، ذيلي بر اين كتاب نوشته است‌).
برخي از ساير آثار او را هم مي‌توان ذكر كرد: اصول طبيعي (1255)؛ رد امم‌ضاله (1258 تا 1260 يا 1264)، كه آن را به توصيه‌ٴ ريموندوي پنيافورتي نوشته‌؛1 ماهيت جادوگري (1269 ـ 1272)؛ مدخل‌الهيات (1271 ـ 1273). با توجه به كوتاهي عمر او حجم آثارش بيش از محتواي‌ آنها شگفت‌انگيز است‌.
يكي از اصيل‌ترين بخش‌هاي كار او فلسفه‌ٴ سياسي و اجتماعي است‌. اين فلسفه در مدخل‌ الهيات‌، در شرح سياست مدن ارسطو، و در رساله‌ٴ جداگانه‌اي به نام اصول حكومت در چهار باب‌، كه براي آموزش هوگ دوم‌، پادشاه سيسيل (كه در 1267 در چهارده سالگي در گذشت‌) نوشته‌، بيان شده است‌. اين كتاب را توما شروع كرد (باب اول‌، و فصل 1 تا 4 باب دوم‌) و در حدود 1274 ـ 1282، يكي از شاگردانش به نام بطليموس لوكي آن را به اتمام رساند. مي‌توان كاملاً مطمئن بود كه تمام آن معرف تعاليم توما است‌. هسته‌ٴ اصلي اين تعاليم چنين است‌: دولت براي‌ منافع شهروندان است‌، و نه شهروندان براي خاطر دولت‌. تنها واقعيت جامعه عبارت از افراد آن‌ جامعه است‌. اين نوعي بيانيه‌ٴ حقوق بشر است‌، كه اگر نه از قديس توما، دست كم از روزگار اوست‌. اين افكار دست كم تا حدي از تغييرات بزرگ اجتماعي و سياسي به قديس توما القا شده‌ است كه او در فرانسه‌، انگلستان و اسپانيا شاهد آن بود. اين تحولات او را به يك دموكراسي‌ معتدل‌، يعني حق رأي عمومي (در صورتي كه شهروندان به قدر كافي روشن‌فكر باشند) رهنمون شد. سلطنت وديعه‌ٴ الهي است‌، ولي اساساً اين به عهده‌ٴ مردم است كه پادشاه يا نوعي‌ ديگر از حكومت را انتخاب كنند، ولي اين انتخاب هميشه قابل فسخ است‌.
از جهت ديگر جالب توجه است كه قديس توما با پيروي از ارسطو بردگي را مشروع و سودمند مي‌داند (در اين زمينه او كمتر از گريگوريوس كبير آزادمنشانه است‌، كه هفت سده پيش‌ از او مي‌زيست‌). او برده‌داري را هم مانند مالكيت‌هايي مي‌دانست‌، كه همه در چشم او مشروع‌ بودند، مگر آنچه مي‌توان آن را حقوق قلمرو اعلا بناميم و هميشه در اختيار خداوند است‌، و انسان فقط حق استفاده‌ٴ از منافع آن را دارد. او نمي‌دانست كه بردگي با وجود سير تحولي (و نقصاني آن‌) از روزگار باستان تا آن زمان‌، يك نهاد موقتي بود.


1. درباره‌ٴ رد امم‌ضاله ¿ يادداشت مربوط به ريموندو مارتين‌.